مرگهای خاموش در بیمارستان
به گزارش رخداد غرب به نقل از تابناک از استان کرمانشاه، درگذشت زندهیاد میلاد مروتی و مرحومه شیدا ارزانی جامعه پرستاری کرمانشاه را در اندوهی عمیق فرو برد اما همزمان افکار عمومی را با واقعیتی روبهرو کرد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. پرستارانی که ستون فقرات نظام سلامت محسوب میشوند خود در معرض فرسودگی شدید جسمی و روانی قرار دارند؛ فرسودگیای که سالهاست درباره آن هشدار داده میشود.
بیانیه خانه پرستار کرمانشاه اگرچه در قالب پیام تسلیت منتشر شد، اما در واقع بازتابدهنده مجموعهای از دغدغههای انباشته است فشار کاری مزمن، کمبود نیروی انسانی، اضافهکاریهای فرساینده، مطالبات معوق و نگرانیهای معیشتی. این عوامل، نه مقطعی بودهاند و نه استثنایی، بلکه بهتدریج به یک وضعیت پایدار و نگرانکننده در محیطهای درمانی تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی شکلگیری شایعات در فضای غیررسمی درباره نحوه درگذشت این دو پرستار هرچند قابل تأیید و استناد نیست اما خود حامل یک پیام روشن است. وقتی اطلاعرسانی شفاف و بهموقع انجام نمیشود و موضوع سلامت روان کادر درمان به حاشیه رانده میشود، خلأ اطلاعاتی بهسرعت با روایتهای غیررسمی پر میشود. این مسئله بیش از آنکه نیازمند واکنش به شایعه باشد نیازمند بازنگری در شیوه مواجهه مسئولان با واقعیتهای محیط کار پرستاران است.
مسئله اصلی پرداختن به جزئیات تأییدنشده نیست بلکه توجه به بستری است که چنین ابهاماتی در آن شکل میگیرد. بستری که در آن فشار روانی پرستاران کمتر دیده میشود و هشدارهای صنفی اغلب به آیندهای نامعلوم موکول میشود. خانه پرستار کرمانشاه بهدرستی بر ضرورت توجه به سلامت روان، امنیت شغلی، پرداخت بهموقع مطالبات قانونی و ساماندهی اضافهکاریها تأکید کرده است؛ موضوعاتی که امروز دیگر نمیتوان آنها را صرفاً مطالبات صنفی تلقی کرد.
در حالی که ادبیات رسمی مدیریت سلامت از کنترل شرایط سخن میگوید، واقعیت میدانی بیمارستانها پرسشهای جدیتری را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. آیا کنترل، صرفاً به معنای فعال بودن شیفتها و ارائه خدمات است، حتی اگر نیروی انسانی در این مسیر دچار فرسودگی شود؟ یا کنترل زمانی معنا پیدا میکند که سلامت جسم و روان کادر درمان نیز بهعنوان یک اولویت واقعی دیده شود؟
مرگ این دو پرستار اگر تنها به یک خبر کوتاه و پیامهای همدردی محدود شود، بهزودی از حافظه رسانهای عبور خواهد کرد اما واقعیت این است که چنین رخدادهایی، زنگ خطرهایی هستند که از یک بحران خاموش خبر میدهند. بحرانی که بیتوجهی به آن میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر از امروز به نظام سلامت تحمیل کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به شفافیت، اقدام عملی و توجه جدی به سلامت روان کادر درمان احساس میشود. سکوت نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میدان را برای ابهام و شایعه بازتر میگذارد و این هزینهای است که هیچ نظام سلامتی توان پرداخت مداوم آن را ندارد.